هکیم

"جور دیگر باید دید" - نبشته های هادی کامل.

۴ مطلب در اسفند ۱۳۹۲ ثبت شده است

بسّه دِگِه ناز کِردِناتِ کِشیدُم

سلام!

ابتدا پیشاپیش دوم فروه دین سالروز تولد همایونی مان را خدمت مبارک شما تبریک و تهنیت میگوییم و از پیشگاه خدا بابت عمری که تا الان تلف نموده ایم خیلی عذر میخواهیم و دوم سال 93 را برای خودمان و شما سالی آرزو میکنیم که از 92 بدتر نباشد.

اگر جسارت نباشد اولین شعر با لهجه مشهدی مان را به پیشگاه همایونی دوستان دوست خودمان تقدیم میداریم.


مویوم خو رِه از دورِ* تو سِوا کُنُم

Moyom kho re az do're to seva konom

به یَک جای دیگه بُرُم صِفا کُنُم

Be yak jaye diga borom sefa konom

بسّه دِگِه ناز کِردِناتِ کِشیدُم

Basse dege naz kerdenate keshidom

بدونِ تو وای که مُخوام چه ها کُنُم!

Bedoone to vaay ke mokhaam che haa konom


تاریخ سرایش همایونی : بیست و یَکم اسپند نود و دو!


* دور: اطراف، پیرامون ! همین دور و بر!




۱۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

معتاد وبــیم و به از آن یار نداریم!!



ما حالی و احوالی به جز کار نداریم
معتاد وبــیم و به از آن یار نداریم!
دیروز و پریروز و ( صبایی چو بیاید!)

سر از در این خانه ی خمّار نداریم


:دی:دی:دی


پ.ن.  این شعر از استاد روح الله بلوردی عزیز الهام گرفته و به تمام همکاران و دوستان عزیزم در میکروبلاگ طراحان وب ایران و تمامی طراحان و گسترش دهندگان عزیز وب پارسی تقدیم گردید.


با آرزوی شادی و سلامت خیلی زیاد : )






۶ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

شنیدم گفت روباهی به شیری...

امروز داشتم وبگردی میکردم و شعر زیبای زیر از زنده یاد عمران صالحی به تورم خورد که سریع دست به کپی پیست شدم و اون رو برای بخش "کشکول هکیم" کش رفتم!

امیدوارم آقا عمران عزیز این جسارت ما رو ببخشن :


شنیدم گفت روباهی به شیری
مواظب باش دمبم را نگیری
که در پیش مقام من تو پستی
بکش آه و بزن بر سر دو دستی
به دنیا آورم اولاد و اطفال
دو بار ای بینوا در طول هر سال
ولیکن دیگران زایند یک بار
شوند آن گاه مثل شاخ بی‌بار
به شیر جنگلی این حرف برخورد
ولی اصلاً به روی خود نیاورد
اگر چه شد غمین از این کنایه
نکرد اصلاً ز دست او گلایه
در آن حالت بخندید و به او گفت
بیا و کفشهایم را بکن جفت
تصور می‌کنم چاییده‌ای تو
رفیقا واقعاً زاییده‌ای تو
بلی شیر است و خیلی دیر زاید
ولی وقتی بزاید، شیر زاید



عمران صلاحی از کتاب اشعارچاپ نشده

منبع : https://www.facebook.com/per...10

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

یاد من باشد - فریدون مشیری



یاد من باشد فردا دم صبح
جور دیگر باشم
بد نگویم به هوا، آب ، زمین
مهربان باشم، با مردم شهر
و فراموش کنم، هر چه گذشت
خانه ی دل، بتکانم ازغم
و به دستمالی از جنس گذشت ،
بزدایم دیگر،تار کدورت، از دل
مشت را باز کنم، تا که دستی گردد
و به لبخندی خوش
دست در دست زمان بگذارم


یاد من باشد فردا دم صبح
به نسیم از سر صدق، سلامی بدهم
و به انگشت نخی خواهم بست
تا فراموش، نگردد فردا
زندگی شیرین است، زندگی باید کرد
گرچه دیر است ولی
کاسه ای آب به پشت سر لبخند بریزم ،شاید
به سلامت ز سفر برگردد
بذر امید بکارم، در دل
لحظه را در یابم
من به بازار محبت بروم فردا صبح
مهربانی خودم، عرضه کنم
یک بغل عشق از آنجا بخرم


یاد من باشد فردا حتما
به سلامی، دل همسایه ی خود شاد کنم
بگذرم از سر تقصیر رفیق ، بنشینم دم در
چشم بر کوچه بدوزم با شوق
تا که شاید برسد همسفری ، ببرد این دل مارا با خود
و بدانم دیگر قهر هم چیز بدیست


یاد من باشد فردا حتما
باور این را بکنم، که دگر فرصت نیست
و بدانم که اگر دیر کنم ،مهلتی نیست مرا
و بدانم که شبی خواهم رفت
و شبی هست، که نیست، پس از آن فردایی


یاد من باشد
باز اگر فردا، غفلت کردم
آخرین لحظه ی از فردا شب ،
من به خود باز بگویم
این را
مهربان باشم با مردم شهر
و فراموش کنم هر چه گذشت......ـ



فریدون مشیری


۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰